یکشنبه نهم دی ۱۳۹۷ ساعت 20:31 توسط علی صارمی | 
من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!
کوزه ای بودم که سنگی بی خبر حقم نبود!
 
باغبان ، هیزم شکن را محرم خود کرده است
سبز بودم ، سردی دست تبر حقم نبود !
 
چوب دیوار خودم را میخورم ، تکلیف چیست ؟
 غرق در محدوده ای بودم که درحقم نبود !
 
مثل ماهی ها به آب خوش خیالی میزدم
خام بودم؛ صید ماه غوطه ور حقم نبود !
 
هرکسی سهم خودش را میبرد از باغ عشق
سرو رعنا بودم و ترک ثمر حقم نبود..
مشخصات
تا شقایق هست زندگی باید کرد مرا با خواهشِ یک گل صدا کن
ز شب‌های غریبم آشنا کن