بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
---
غزل: خواهش گل
---
مرا با خواهشِ یک گل صدا کن
ز شبهای غریبم آشنا کن
نوایی از نسیمِ صبح برخیز
که جانم را ز خاکم بر جدا کن
دلم در حسرتِ پرواز مانده
مرا با چشمِ روشن، مبتلا کن
به آغوشِ تو ایمان آورم من
مرا از شکِّ دیرین، رها کن
در این دنیا که جز تکرار نیست
دلِ من را به رؤیا مبتلا کن
اگر در چشم تو آرامشی هست
به آن دریا مرا هم نوا کن
که «هیران» مانده در راهِ نگاهت
بیا با عشق، او را آشنا کن
✦ هیران ✦
غزل: خواهش گل
سبک: هیرانی
قالب: غزل
شاعر: علی صارمی (هیران)
مجموعه: بوتهزار

مرا با خواهشِ یک گل صدا کن